كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

715

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

كه جنگلها را به دهره و تبر در يكديگر كوفتند و آن راه بىراهه را از خار و خاشاك روفتند و بىدغدغهء دغدغان از ميان جنگل روان شدند و قطع منازل و طى مراحل كرده به دامن البرزكوه رسيدند و غرايب و عجايب مشاهده نموده به نوعى به قلع قلاع و قمع بقاع مشغول شدند كه اكثر بىدينان باديه‌نشين و كافران سقسين و اهالى صحارى و جبال پايمال لشكر بىهمال گشتند و جمعى شرف ايمان يافته به تشريفات فاخر فايز شدند و رؤس روسيان رياست‌جوى از پاى درآمده اموال بىقياس به دست سپاه ظفرپناه افتاد . نظم زكتان انطاكى خانه باف * زده كوهه بر كوههء كوه قاف به خروارها قند ز تيغ دار * سمور سيه نيز بيش از هزار زقاقم نه چندان فروبسته بند * كه تقرير آن كرد شايد كه چند و زنان و فرزندان روسيان را اسير كردند . بيت چگوم زان پرى رويان روسى * چو گل آگنده در كتان روسى حضرت صاحب‌قران سالم و غانم مراجعت نموده به آغروق همايون آمد و امير حاجى سيف الدين و جمعى امرا كه در آغروق مانده بودند و به اراجيف اخبار ناملايم شنيده به شكرانهء مقدم همايون . مصرع جان به شكرانه در ميان آورد يك هفته طويهاى بزرگ داده داد عيش از روزگار ستاندند و چند روز توقف نمودند تا چهارپايان فربه شده بهادران آسودند و حضرت صاحب‌قران باز ايلغار كرده متوجّه قلاع و ايل والوس كوله و طاوس شد و ايشان سرداران بزرگ البرز كوه بودند و هرچه در بيرون قلاع ايشان بود غارت يافته اسير و برده گرفتند و